|
هرگونه استفاده از مطالب وبلاگ، در صورت لعن بر خلفاي غاصب، بلامانع بوده و موجب امتنان است. یا علی
|
به نام خدا
منکه از عشق علی چون شمع شیدا سوختم
صاحب جنت منم، اما در اینجا سوختم
سوختم تا یک سر مویی نسوزد از علی
تا بماند رهبرم من بی مهابا سوختم
بی گنه بودم ولی در آتشم انداختند
محسنم شد کشته، نالیدم که بابا سوختم
زینبم می دید آتش زائر رویم شده
از پریشانی او در بین اعدا سوختم
صورت آتش گرفته تا زسیلی شد کبود
شکر کردم، بهر حفظ جان مولاسوختم
مثل چشم مجتبی مسمار یارب سرخ بود
من نمی گویم چه شد تنهای تنها سوختم
هرکه نان از سفره ی ما برده بود استاده بود
بسکه نامردی بود در این تماشا سوختم
سوختم تا شعله ی عشقت بماند جاودان
پای تا سر یا علی با این تمنا سوختم
(برگرفته از کتاب بهار سوخته جلد2)
عيد سعيد فطر و سربلندي از يكماه ميهماني خداوند بر همه روزهداران و نمازگزاران و
عاشقان حضرت بقية الله روحي و ارواح العالمين له الفداه و بي بي دوعالم مباركباد
الهي بيپناهان را پناهي
الهي بيپنـاهــان را پنــاهي بسوي خسته حالان كن نگاهــي
چه كم گردد ز سلطان گر نوازد گــدائي را ز رحمــت گاهگاهــي
مرا شـرح پريشاني چه حاجت كه بـر حـال پريشانـم گـواهي
الهي تكيه بر لطف تو كردم كه جز لطفت ندارم تكيهگاهي
دل سرگشتهام را رهنما باش كه دل بي رهنما افتد به چاهي
نهاده ســر به خـاك آستانت گدائـي، دردمنـدي، عـذرخـواهي
اميد لطف و بخشش از تو دارد اسيـري، شـرمساري، روسياهي
تهيدستي كه با اشك ندامت ز پــا افتــاده از بار گنــاهي
گرفتــم دامـن بخشنــدهاي را كه بخشد از كرم كوهي به كوهي
ز نخــل رحمــت بيانتهــايت بيفكن سايه بر روي گياهي
به آب چشمهي لطفت فرو شوي اگـر ســر زد خطايي اشتباهي

اما مولاي من يا فاطمة الزهراء!
اين چه عيدي است كه دلها همه خون است؟ اين چه عيدي است كه زخمهاي وجود نازنينتان التيام نيافته است؟
اي پارهي تن رسول الله!
در اين ماه ميهماني خداوند و ماه نزول رحمت واسعه الهي و ماه قبولي دعا، از خداوند متعال در شبهاي قدر براي ظهور موفور السرور مولا و صاحبمون، فرزند برومند شما امام موعود دعا كرديم نه براي اينكه نفعي به خودمان برسد، بلكه براي اينكه وجود نازنينش بيش از اين دردمند و ناراحت و غمگين نباشد و هرچه زودتر انتقام شما را در اين دنيا از آن ناكسان بگيرد.

زهرا كه عنايتش به دنيا برسد ***** باشد كه به فرياد دل ما برسد
يا رب سببي ساز كه در روز جزا ***** پروندهي ما به دست زهرا برسد



يا فاطمه جان دست من و دامانت ***** اي چشم اميد همه بر احسانت
بادا به فدايت پدر و مادر من ***** اي گفته محمد پدرت قربانت



ظالـم به جفاكـاري خـود عــار نــدارد *** بر مظلمه و ننگ خود اقرار ندارد
خواهد كه شود منكر ظلم و ستم خويش *** تاريخ وليكـــم ســر انكار ندارد
مظلـوميت فاطمه و محسن مقتـول *** تاريخچهاي جز در و ديوار ندارد
اي كاش يكــي بـود كه با خصم بگويد *** تاب ستم اين دخت عزادار ندارد


لعنت به عدو که روح تقوی را کشت *** ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت
بــاز آ و بگیــر انتقـــامی سنگیـن *** از آنکــه ز راه ظلــم زهــرا را کشت



اي که گویی بر یزید و آل او لعنت نکن *** چون که شایدحق تعالی کرده باشد رحمتش
آنچه با آل علی کرد او اگر بخشد خدای *** هم ببخشاید تو را گر کرده باشی لعنتش
دلا تا باغ سنگي ، در تو فروردين نخواهد شد
به روز مرگ ، شعرت سوره ياسين نخواهد شد
فريبت مي دهند اين فصل ها ، تقويم ها ، گل ها
ز اسفند شما پيداست ، فروردين نخواهد شد ! 
مگر در جستجوي ربناي تاز ه اي باشيم
و گرنه صد دعا زين دست ، يک نفرين نخواهد شد
مترسانيدمان از مرگ ، ما پيغمبر مرگيم
خدا با ما که دلتنگيم سر سنگين نخواهد شد
به مشتاقان آن شمشير سرخ شعله ور در باد
بگو تا انتظار اين است ، اسبي زين نخواهد شد !